بی عمر زندگان
تردید
آاااااه از غربتی دوگانه
در پارگی دوسوی گذشته عزیز و جای امن
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ ساعت 16:26 توسط سوفیا |
من فیلو سوفیا*، آنچه می نویسم پر از نادانسته هاست و شاید صورت هایی کج و معوج از حقیقت.
باشد که رازی فاش شود...
*فیلو سوفیا به معنی "دوستار دانایی" است و کلماتی چون فیلسوف و فلسفه از همین واژه گرفته شده اند.
صندوقخونه
من هیچ کسم
تو کیستی؟
تو هم آیا هیچ کسی؟
پس ما یک جفتیم
به هیچ کس مگو!
مبادا رسوایمان کنند
چه ملال آور است کسی بودن...
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
آرشيو
آرشیو موضوعی
هیچ به جز آفریدگار مبادا!
هست ها
Alltäglichkeit
گاهی مرا به نام کوچکم بخوان!
دوست چهار فصل من
خالگی
مغازه کتاب فروشی
آوازی بخوان که نتوانش سرود!
یکی نی می زند...
ریشه یونانی
خورشید جان!
اقیانوس آرام
little red bird
I will be Green, I know!
پیوندها
به احترام زندگی
افاضات
یادداشتهای یک آدم تنوع طلب
بین خودمون باشه
خلوتگه انس
جیغ و جار حروف
سفالخانه
BLOGFA.COM